من ایرانیم

  

بی خبر رفتی و نپرسیدی
که تاوان کوچه های منتظر
و نگاه مبهوت پنجره ها را
چه کسی خواهد داد
هنوز بر شانه هایم
عطر موهای تو جاریست...

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/٢٩ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |

ایــــــن روزهـــــــا
پــــــــــــارو را رهــــا کــــــرده ام و
دراز شــــــده ام
کــــف قـــــــایـــقی معلــــــــق
کــــه بــــه هیـــــچ کجــــا نمــــی رود.

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |


در زندگی
هرکسی را که دوسـت بـداری از او ضعیف تری
زیرا برای "راضـی نگـه داشتـنش"
حاضری دست به هرکار اشتباهی بزنی ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |


من
کاناپه‌ای پوسیده
در باران ...
تو
سربازی دورافتاده
با گلوله‌ای در پهلو ...
چقدر دیر
همدیگر را پیدا کردیم ...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |


نیازم، نه دیگر آغوشت است، نه دستانت، نه لبانت،

نه گیس سیاه، نه چشم خمارت...

با یک فنجان سکوت تلخ،

فرو می برم حماقتم را که دوستت داشتم
 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۱٦ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس