من ایرانیم

 

لحظه ها در گذرند ،
تو می روی
و احساس بودنت
در دلواپسی لحظه های خالی
ناگزیر دل تنگی غروری است
که در دریغ نبودنت له می شود .
تو می روی و این احساس بهانه گیر
آرام نمی شود
مگر آن که محال
خیال تو را نفس بکشد
سبز ترین بغض ترانه های خیس شده !
خیابان در امتداد رد پای تو باران خورده است
و این حکایت
هزار و یک شبی است
که آن را هیچ دستی نخواهد نوشت
قصه ای که فقط تو را
در من
فریاد می زند !

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱/٢٢ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس