من ایرانیم

به هم که می رسیم سه نفریم. من و تو و بوسه.
از هم که جدا می شویم چهار نفریم : تو و تنهایی و من و عذاب...!
من از قصه ی زندگی ام نمی ترسم . من از بی تو بودن , به یاد تو زیستن و تنها از خاطرات گذشته تغذیه کردن می ترسم.
ای بهار زندگی ام! اکنون که قلبم مالامال از غم زندگیست , اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد , برگرد!!
باز هم به من ببخش احساس جاودانه دوست داشتن را . باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا.
بگذار در آغوشت آرامش بدست آورم.!!!
بدان که قلب من شکسته! بدان که روحم از همه دردها خسته شده است!
این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه مرا ترک خواهد کرد!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٧/٥ساعت ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ توسط مجید نظرات () |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت




انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس