پرنده...

چه غریبانه رفت
آن پرنده کوچک
وقتی از صدای گریه ام
خسته شد ! ! !
او حق داشت
من خنده را از یاد برده بودم

من بعد از تو
آدم عجیبی شده ام...

/ 3 نظر / 14 بازدید
س

هر دو اعدام میشویم من از گردن و تو از پاهایت!! مرا از گردنم آویختن، برای راهی که رفته ام و تو محکوم به نرفتنی، محکوم به ....

دختر بابایی

چه بی تفاوت زندگی می کنند آدم ها ... بی آنکه بدانند در گوشه ای از دنیا، تمام دنیای کسی شده اند..