باران

 

می شود کمی شعر بخوانی، باران ببارد؟

باور کن فقط تو می توانی " شهــــــریور" وار

هوای گرفته ی " مـــــرداد " را

 به خنکای " مهـــــر" پیوند بزنی

و این فصل تشنه را با کلمات سیراب کنی

اصلا آنقدر که  شهریور  به تو می آید به تابستان نمی آید...

 

/ 3 نظر / 6 بازدید
منیر

کنارت درخیابان قدم می زنم! چتربرای چه؟! خیال که خیس نمی شود..

s

نذار به عشق شک کنم، وقتی نگاهم میکنی وقتی حریص بوی سیب، غرق گناهم می کنی نذار به عشق شک کنم ، که اخر رسیدنی که بغض چشمای من و، بهانه چکیدنی نذار به عشق شک کنم، و قتی تموم باوری وقتی برای عاشقی، همیشه حرف اخری نذار به عشق شک کنم، نذار به شک کمک کنم نذار دوباره زخمت و، روی ترانه حک کنم نذار به عشق شک کنم ، تمام من فدای تو تمام کمترین من، فدای گریه های تو نذار به عشق شک کنم، که فرصت ترانه ای که قسمت همیشه یه، هق هق عاشقانه ای نذار به عشق شک کنم ،که زخمیه عبورتم تو مسلخ نگاه تو ، زندونیه غرورتم نذار به عشق شک کنم ،نذار به شب سفر کنم نذار صدای خسته ام و، دربه در سحر کنم نذار به عشق شک کنم، که علت سکوتمی تو نقطه شروع من، تو ناجی سقوطمی نذار به عشق شک کنم، که پرپر رسیدنم که بی تو شرم موندن و، رو تن اینه می کنم نذار به عشق شک کنم، که بهترین بهانه ای تو علت شب سوزی،شمع و پر پروانه ای نذار به عشق شک کنم ، نذار به شک کمک کنم نذار دوباره بغضم و، روی ترانه حک کنم